
رأس الجالوت گفت: آرى، عین مطالب و نامها در زبور آمده است.
حضرت فرمود: تو را به حق ده معجزه اى که خداوند بر موسى بن عمران اعطا نمود، قسم مى دهم، آیا این پنج تن، در تورات به عدل و فضل توصیف نشده اند؟
گفت: آرى، و کسى که منکر آن شود به خدا و پیامبرانش کافر گردیده است. امام رو به او کرد و فرمود: فلان سفر از تورات را بیاور و شروع کرد به خواندن.
رأس الجالوت از خواندن و فصاحت و بلاغت حضرت، تعجّب کرد. وقتى امام به نام مقدس محمّد(صلی الله علیه وآله) رسید، رأس الجالوت گفت: آرى، اینها احماد و دختر او، الیا، شبر و شبیر هستند که معناى آن به عربى مى شود: محمّد، فاطمه، على، حسن و حسین.
… حضرت، سفر سوم از انجیل را گرفته و خواند، تا رسید به نام پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)، سپس رو به جاثلیق[۳] نموده، فرمود: این پیامبرى که در اینجا توصیف شده است، کیست؟ جاثلیق گفت: او را توصیف کن.
حضرت فرمود: چیزى از خود نمى گویم، بلکه توصیف خدا را ذکر مى کنم؛ او صاحب ناقه و عصا و کسا مى باشد، پیامبر امّى است که نام مبارک او در تورات و انجیل نوشته شده، امر به معروف و نهى از منکر مى کند و حلال و حرام خدا را بیان مى نماید. طیّبات و پاکیها را حلال و خبائث و ناپاکیها را حرام مى نماید. تکالیف و گناهان سخت را بر مى دارد. و زنجیرهایى را که مانع از پیمودن راه رستگارى و طریق عدل و مستقیم مى شوند، از بین مى برد. اى جاثلیق! تو را به حق عیسى- که روح خدا و کلمه او بود- آیا در انجیل این توصیفات را براى این پیامبر ندیده اى؟
جاثلیق سرش را پایین انداخت و دانست که اگر انکار کند، کافر خواهد شد. بعد گفت: آرى، این صفات در انجیل هست و عیسى (علیه السلام) نام این پیامبر را آورده است.
امام فرمود: اکنون که انکار نکردى و به این مطالب اقرار نمودى، سفر دوم انجیل را نیز بیاور که در آنجا نام آن پیامبر و جانشینش على (علیه السلام) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین (علیه السلام) ذکر شده است.[۴]
[۱]. سفر به کسر سین و سکون فا، به جزئى از اجزاى تورات و انجیل میگویند.
[۲]. «رأس الجالوت» بزرگ یهود و دانشمند آنان بود.
[۳]. «جاثلیق» رئیس نصارى(مسیحیان) در ممالک اسلامى بود. و لغت آنها سریانى بود.
[۴]. ر ک: راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۳۴۱ – ۳۴۹، مدرسه امام مهدى ، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ق.
انتهای پیام/654
برچسب:
نویسنده: استخدام کار